تبلیغات
 ... خوش آمدید

شما تا 25 ثانیه ی دیگر منتقل می شوید

با عرض خسته نباشید به دوستان عزیز ،
از امروز دیگه روی سیستم ایجاد و مدیریت سایت وی سی پنل مطلب مینویسم ،
الان هم در حال انتقال مطالب وبلاگم با كمك سیستم انتقال مطالب وی سی پنل به سایت جدیدم هستم .
شما تا چند لحظه ی دیگه به طور خودکار به سایت جدید وارد می شوید ...
اینم آدرس سایت : http://7barg.vcp.ir


/post/archive/1390/11/3
/post/archive/1390/5/4
/post/archive/1390/5/3
/post/archive/1390/5/2
/post/archive/1390/5/1
/post/archive/1390/4/4
/post/archive/1390/4/3
/post/archive/1390/4/2
/post/archive/1390/4/1
/post/archive/1390/3/4
/post/archive/1390/3/3
/post/archive/1390/3/2
/post/archive/1390/3/1
/post/archive/1390/2/4
/post/archive/1390/2/3
/post/archive/1390/2/2
/post/archive/1390/2/1
/post/archive/1390/1/4
/post/archive/1390/1/3
/post/archive/1390/1/2

به قلم:عبدالجلیل امانی نژاد                  

    مخاطبان و خوانندگان عزیز در آخرین لحظات ارسال این متن تردیدی به دلم افتاد با دیدن یك تمرین نسبتا شاد وخوب از گنبد روز دوشنبه 16/12/89 روحیه بچه ها به نظرم بهتر جلوه میکرد. شاید نام پیكان باعث انگیزه های جدید شده باشد اما در هر صورت حقایق زیر مربوط به والیبال گنبد میباشد متن ذیل را دلیل بر حاشیه سازی ندانید و بدانید تا زمانی كه بزرگان و پیشكسوتان والیبال و یا هر ورزشی در كنار هم و با هم نباشند نتیجه چیزی جز شكست نخواهد بود. اما فصل جاری مسابقات سوپر لیگ ایران با نام جام تلاش یكی از فصول سرد و مایوس كننده برای والیبال گنبد بود با بازیهای طلسم شده و حواشی مختلف آن دیگر نشانی از قدرت و توان گنبد بعنوان پایتخت والیبال ایران اثری مشاهده نمی شد و گنبد دیگر بازیچه دیگر تیمها شده است. دیگر نشانی از هیجان و وحشتی كه تماشاگران برای حریفان ایجاد میكرده اند و گنبد جهنم واقعی برای تیمهای قدرتمند لیگ بود نیست.دیگر تعصب و غیرت جنگندین تا آخرین پوئن های بازی وجود ندارد دیگر تیمهای میهمان با خیالی آسوده و فارغ البال گنبد را به چالش میكشند،دیگر از تیتر بزرگ روزنامه های ورزشی با عناوینی چون: گرد وخاك صحرا، یك تیم محلی قهرمان آسیا را برد خبری نیست!!! چون همدلی واتحاد نیست.یک رنگی و همه برای یکی و یکی برای همه حلقه مفقوده والیبال صحراست..! دیگر برای بازیكن میلیونی تیم شكست یا پیروزی آنچنان که باید مهم نیست او بجای والیبال دنبال دكور خانه وماشین چند میلیونی،تفریح در سواحل مدیترانه وآپارتمان چند طبقه اش فكر میكند!برایش فرقی ندارد جوان همشهری اش چه دردی و دردهایی دارد!!! دیگر یحیی قلیچ نیازی وجود ندارد با آن تعصب مثال زدنی و خاص خودش با رگهای متورم گردنش نشان میداد بازی در مقابل قدرتمند ترین تیمها وپیروز ی بر آنها چه لذت وشادی دارد او برای دل هزاران هوادار و عاشقان دل پاک، والیبال بازی می كرد!هربار كه انگشت اشاره او بالامیرفت نشان دهنده این بود که بزرگی از بزرگان والیبال مقهور دفاعهای قدرتمند او شده است. دیگر از تقی دولتی ها اثری نیست که با انگشتهای شكسته اش بازی را ادامه بدهد و دردها و مشکلات درونی تیم را در دلش خاک کند. اینها تنها بخشی از دردهای والیبال صحراست!!! درد والیبال با پولهای كلانش اشكالی نداشت لااقل مثل ستاره های دهه شصت برای پیراهن و كفش و شاد کردن هزاران هزار عاشق از جانشان میگذاشتند.اگر مبالغ هنگفت امروز را در اختیار بای محمد دوجی،مجید آزمون،حبیب کوزه لی، خلیل و نوری آزمون،نوری همتی و سرشاد قرار میدادیم چه اتفاقی می افتاد؟آیا آنان نمیتوانستند در اکثر نقاط جهان آوازه والیبال ایران را در گوش جهانیان طنین انداز کنند؟چقدر خوب میشد ما به یاد تک تک آنان و بخاطر همت و تلاش این عزیزان راه آنان را ادامه داده و پا جای پای این بزرگان گذاشته تا والیبال صحرا زنده نگاه داریم.بیایید به تعصب و عرق جبین این اسطوره های شهرمان احترام گذاشته و با اشتباهاتی جزئی زحمات آنان را زیر سوال نبریم. شاید همه؛ این شكستها را مربوط به سال جاری میدانند قطعا اینگونه نیست این شكستها نتیجه تفكرات وگامهای اشتباه سالهای گذشته است: بهمین خاطر برآن شدیم گوشه ای ازحقایق والیبال گنبد وتركمن صحرا بنویسیم از گذشته وحال شاید نگاه نو باعث شود از این شكست كه نتیجه اختلافات درونی است درس بگیریم.آری شكافهای بسیار عمیقی بین پیشکسوتان دیروز و امروز والیبال گنبد وجود دارد. اختلافات سلیقه ای و ناچیز درونی آتشی بر خرمن والیبال گنبد انداخته که روز به روز شعله ور میشود و دیری نخواهد پایید تمامی افتخارات و مقاماتی را که در مدت چندین ساله قطره قطره جمع شده را به یکباره بلعیده و اثری از آن بر جای نگذارد. گنبد امروز چوب آن را به نحو احسن میخورد با مثال زیر به كنكاش این موضوع می پردازیم وبعضی از ضعفها ورفتارهایی كه آزار دهنده است میپردازیم:

                                                                                                   ادامه دارد...